تبليغاتX
کاغذها - اشک
گاه نوشت های امیرمهدی حکیمی

گریه

فرار می کند.

و آن سو من

غربت میان ما

هزار سال فاصله شد.

می دوم

دور می شوم

گم می شوم.

سرگردان

اشک، دیگر پناهم نیست.

سجاده، خشک

آسمان، ساکت

دانه های تسبیح، عقیم

3/ اردیبهشت/ 1384

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 9:28  توسط امیر مهدی حکیمی  |